در گذشته وقتی درباره «شکاف دیجیتال» صحبت میکردیم، سؤال اصلی این بود که چه کسی به اینترنت، کامپیوتر یا تلفن هوشمند دسترسی دارد و چه کسی ندارد.
اما جهان دیجیتال تغییر کرده است.
امروز داشتن یک گوشی هوشمند و اتصال به اینترنت لزوماً به معنای برخورداری از فرصتهای برابر دیجیتال نیست.
ممکن است دو نفر هر دو به اینترنت دسترسی داشته باشند، اما یکی از آنها بتواند از پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی، سرویسهای ابری، ابزارهای برنامهنویسی، پلتفرمهای آموزشی و APIهای جهانی استفاده کند، در حالی که دیگری به دلیل محدودیت جغرافیایی، تحریم، هزینه، نبود روش پرداخت، محدودیت زیرساخت یا فیلترینگ به همان فناوریها دسترسی نداشته باشد.
اینجاست که مفهوم «شکاف دیجیتال جدید» شکل میگیرد.
شکافی که دیگر فقط میان «آنلاین» و «آفلاین» نیست؛ بلکه میان کسانی است که میتوانند از فناوریهای نوظهور برای افزایش بهرهوری، آموزش، کارآفرینی و خلق ارزش استفاده کنند و کسانی که از این موج عقب میمانند.
این مسئله برای ایران اهمیت ویژهای دارد.
زیرا کاربران ایرانی در نقطه تلاقی چند محدودیت قرار گرفتهاند:
- تحریمهای بینالمللی
- محدودیتهای جغرافیایی شرکتهای فناوری
- مشکلات پرداخت بینالمللی
- محدودیت دسترسی به سرویسهای ابری
- فیلترینگ و اختلالات اینترنتی
- هزینه بالای سختافزار و خدمات فناوری
- ضعف زیرساخت
- مهاجرت نیروی متخصص
- و فاصله میان سرعت پیشرفت AI و سیاستگذاری داخلی
بانک جهانی در گزارش Digital Progress and Trends 2025 هشدار میدهد که شکاف هوش مصنوعی فقط به اتصال اینترنت محدود نیست و دسترسی به توان پردازشی، داده، مهارت و زیرساخت از عوامل اصلی شکلگیری شکاف جدید AI هستند. این گزارش همچنین نشان میدهد کشورهای پردرآمد بخش بزرگی از نوآوری، زیرساخت محاسباتی و سرمایهگذاری استارتاپی AI را در اختیار دارند.
بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست:
«آیا به اینترنت دسترسی داریم؟»
بلکه باید پرسید:
«آیا واقعاً میتوانیم از فناوریهای نسل بعدی استفاده کنیم؟»
شکاف دیجیتال چیست؟
شکاف دیجیتال یا Digital Divide به تفاوت میان افراد، گروهها، مناطق یا کشورهایی گفته میشود که از نظر دسترسی و استفاده مؤثر از فناوریهای دیجیتال در شرایط یکسانی قرار ندارند.
در سادهترین شکل، این شکاف میتواند میان:
- شهر و روستا
- فقیر و ثروتمند
- افراد جوان و سالمند
- افراد متخصص و کممهارت
- کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه
وجود داشته باشد.
اما تعریف سنتی شکاف دیجیتال امروز دیگر کافی نیست.
زیرا اینترنت بهتنهایی ارزش اقتصادی تولید نمیکند.
آنچه اهمیت دارد، «نوع دسترسی» و «توان استفاده» است.

از شکاف اینترنتی تا شکاف هوش مصنوعی
میتوان تحول شکاف دیجیتال را در سه نسل دید.
نسل اول؛ دسترسی
آیا فرد به اینترنت و دستگاه دیجیتال دسترسی دارد؟
نسل دوم؛ کیفیت استفاده
آیا اینترنت سریع، پایدار و مقرونبهصرفه است؟
آیا فرد مهارت استفاده از فناوری را دارد؟
نسل سوم؛ دسترسی به فناوریهای پیشرفته
آیا فرد میتواند از:
- هوش مصنوعی مولد
- مدلهای زبانی بزرگ
- APIها
- سرویسهای ابری
- ابزارهای برنامهنویسی AI
- مدلهای چندرسانهای
- GPU و Cloud Computing
- ابزارهای تحقیقاتی
- پلتفرمهای آموزشی پیشرفته
استفاده کند؟
شکاف دیجیتال جدید عمدتاً در همین مرحله سوم شکل میگیرد.
چرا هوش مصنوعی شکاف دیجیتال را بزرگتر میکند؟
هوش مصنوعی میتواند بهرهوری فرد را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
یک برنامهنویس میتواند با کمک AI سریعتر کدنویسی کند.
دانشجو میتواند از ابزارهای هوشمند برای تحقیق و یادگیری استفاده کند.
یک کسبوکار کوچک میتواند تولید محتوا، تحلیل داده، ترجمه و خدمات مشتری را ارزانتر انجام دهد.
یک پژوهشگر میتواند حجم زیادی از اطلاعات را سریعتر تحلیل کند.
بنابراین دسترسی به AI میتواند به یک مزیت اقتصادی تبدیل شود.
در نتیجه اگر گروهی از جامعه به این ابزارها دسترسی داشته باشد و گروه دیگری نداشته باشد، شکاف میان آنها ممکن است سریعتر افزایش پیدا کند.
شکاف هوش مصنوعی فقط مسئله ChatGPT نیست
گاهی شکاف AI را با دسترسی به یک چتبات اشتباه میگیریم.
اما اکوسیستم هوش مصنوعی بسیار بزرگتر است.
این اکوسیستم شامل:
- مدلهای پایه
- API
- سرویسهای ابری
- GPU
- مراکز داده
- دادههای آموزشی
- ابزارهای توسعه
- مدلهای متنباز
- ابزارهای تخصصی
- سیستمهای Agentic AI
- ابزارهای تولید تصویر و ویدئو
- زیرساخت MLOps
- دانش تخصصی
است.
بنابراین ممکن است یک کشور به یک ابزار چت هوش مصنوعی دسترسی داشته باشد، اما همچنان در زیرساخت AI فاصله زیادی با کشورهای پیشرو داشته باشد.

وضعیت ایران؛ وقتی چند شکاف روی یکدیگر قرار میگیرند
ایران نمونه قابل توجهی از پیچیدهشدن شکاف دیجیتال است.
کاربر ایرانی ممکن است همزمان با چند مانع مواجه باشد.
برای مثال:
یک دانشجو به اینترنت دسترسی دارد.
اما سرویس مورد نیاز او ایران را پشتیبانی نمیکند.
اگر سرویس پشتیبانی کند، ممکن است پرداخت بینالمللی ممکن نباشد.
اگر پرداخت ممکن باشد، شاید دسترسی به API محدود باشد.
API در دسترس باشد، ممکن است سرعت یا کیفیت اتصال مناسب نباشد.
اگر اتصال مناسب باشد، ممکن است هزینه استفاده برای او بسیار بالا باشد.
در نتیجه «داشتن اینترنت» به معنای «داشتن دسترسی مؤثر» نیست.
آیا تحریمها مستقیماً استفاده از هوش مصنوعی در ایران را ممنوع کردهاند؟
این سؤال نیازمند دقت زیادی است.
پاسخ ساده «بله» یا «خیر» دقیق نیست.
تحریمهای آمریکا علیه ایران یک چارچوب حقوقی گسترده ایجاد کردهاند، اما در کنار آن، دولت آمریکا در حوزه اینترنت و ارتباطات مجوزها و استثناهایی نیز ایجاد کرده است.
برای مثال، وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۲۰۲۲ با General License D-2 دامنه برخی خدمات اینترنتی و ارتباطی مجاز برای ایران را گسترش داد؛ این مجوز شامل دستههایی مانند شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای همکاری، ویدئوکنفرانس، برخی خدمات ابری و ابزارهای مرتبط با ارتباطات و دسترسی به اطلاعات میشود.
بنابراین نباید گفت:
«تمام فناوریهای اینترنتی و هوش مصنوعی به دلیل تحریم برای ایرانیان ممنوع هستند.»
واقعیت پیچیدهتر است.
پس چرا بسیاری از سرویسهای AI در ایران در دسترس نیستند؟
یکی از دلایل مهم این است که «مجاز بودن یک دسته از خدمات» الزاماً به این معنی نیست که هر شرکت خصوصی باید آن سرویس را در ایران ارائه کند.
برای مثال، OpenAI در فهرست فعلی کشورهای پشتیبانیشده خود، ایران را در فهرست مناطق پشتیبانیشده قرار نداده و خود شرکت هشدار میدهد استفاده از ChatGPT یا API از مناطق پشتیبانینشده میتواند به مسدود یا تعلیق حساب منجر شود.
بنابراین باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت:
«تحریم قانونی»
«سیاست جغرافیایی شرکت»
و
«محدودیت داخلی اینترنت»
این سه موضوع میتوانند همزمان وجود داشته باشند، اما یکی نیستند.
نمونهای از محدودیت سرویسهای هوش مصنوعی
Anthropic نیز در فهرست رسمی مناطق تحت پشتیبانی خود، کشورهای متعددی را برای Claude و API ارائه میکند، اما ایران در فهرست مناطق پشتیبانیشده آن قرار ندارد.
در مقابل، Google اعلام کرده است که نسخه وب Gemini در بیش از ۲۳۰ کشور و منطقه در دسترس است، اما دسترسی به محصولات Google میتواند بسته به سرویس، کشور، مقررات محلی و شرایط محصول متفاوت باشد.
این تفاوت نشان میدهد که دسترسی به AI یک مسئله چندلایه است.
حتی وقتی یک فناوری از نظر کلی در یک کشور ممنوع نشده باشد، ممکن است شرکت ارائهدهنده آن کشور را در فهرست پشتیبانی خود قرار نداده باشد.
تحریم فناوری چه اثری بر شکاف دیجیتال دارد؟
تحریم میتواند از مسیرهای مختلف روی فناوری اثر بگذارد.
مسیر اول: دسترسی مستقیم
یک شرکت ممکن است خدمات خود را در یک کشور ارائه نکند.
مسیر دوم: پرداخت
کاربر نتواند اشتراک یا API را به شکل رسمی خریداری کند.
مسیر سوم: زیرساخت
دسترسی به برخی سرویسهای ابری یا فناوریهای سختافزاری دشوار شود.
مسیر چهارم: همکاری بینالمللی
شرکتها و پژوهشگران نتوانند بهسادگی با شرکای خارجی همکاری کنند.
مسیر پنجم: سرمایهگذاری
استارتاپهای فناوری برای جذب سرمایه بینالمللی با موانع بیشتری روبهرو شوند.
مسیر ششم: مهاجرت نیروی متخصص
افراد متخصص فرصتهای بینالمللی بیشتری پیدا کنند و بخشی از سرمایه انسانی از کشور خارج شود.
در نتیجه اثر تحریم لزوماً به یک «قطع دسترسی» محدود نمیشود.
گاهی اثر واقعی آن افزایش هزینه، کاهش سرعت و دشوارشدن همکاری است.

شکاف زیرساختی؛ مهمتر از خود نرمافزار
فرض کنیم تمام مردم ایران بتوانند به یک مدل پیشرفته هوش مصنوعی دسترسی داشته باشند.
آیا مشکل حل شده است؟
خیر.
هوش مصنوعی به زیرساخت نیاز دارد.
این زیرساخت شامل:
- اینترنت پایدار
- مراکز داده
- GPU
- برق پایدار
- شبکههای ارتباطی
- فضای ابری
- سیستمهای ذخیرهسازی
- امنیت سایبری
است.
بانک جهانی در گزارش ۲۰۲۵ خود تأکید میکند که Compute در عصر AI مانند «برق» برای اقتصاد دیجیتال اهمیت دارد و ظرفیت محاسباتی جهان بهشدت در چند کشور و شرکت متمرکز است.
بنابراین شکاف آینده ممکن است میان کشورهایی باشد که «توان محاسباتی» دارند و کشورهایی که فقط مصرفکننده سرویسهای AI هستند.
مسئله GPU و توان پردازشی
مدلهای بزرگ هوش مصنوعی به توان پردازشی بسیار زیادی نیاز دارند.
برای توسعه یک مدل پیشرفته، به:
- GPUهای قدرتمند
- حافظه بالا
- شبکه پرسرعت
- برق
- سیستم خنککننده
- مرکز داده
نیاز است.
کشوری که به این زیرساختها دسترسی محدودی دارد، حتی اگر متخصصان بسیار خوبی داشته باشد، ممکن است نتواند در تمام زنجیره AI رقابت کند.
به همین دلیل «سرمایه انسانی» به تنهایی کافی نیست.

شکاف داده
هوش مصنوعی بدون داده مناسب نمیتواند به نیازهای محلی پاسخ دهد.
فرض کنید یک مدل عمدتاً با دادههای انگلیسی آموزش دیده باشد.
ممکن است برای:
- زبان فارسی
- اصطلاحات محلی
- قوانین ایران
- فرهنگ ایرانی
- دادههای اقتصادی ایران
- نیازهای سازمانهای ایرانی
عملکرد ضعیفتری داشته باشد.
بنابراین کشورها فقط به «دسترسی به مدل» نیاز ندارند.
آنها به دادههای باکیفیت و بومی نیز نیاز دارند.
زبان فارسی و شکاف AI
زبان میتواند یکی از ابعاد پنهان شکاف هوش مصنوعی باشد.
بسیاری از مدلهای بزرگ زبان در محیطهایی توسعه یافتهاند که منابع داده انگلیسی بسیار گستردهتر است.
این مسئله میتواند باعث شود کیفیت ابزارهای AI برای زبانهای کممنبع متفاوت باشد.
در ایران، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا بخشی از محتوای علمی، فرهنگی و اداری به زبان فارسی تولید میشود.
اگر مدلهای هوش مصنوعی نتوانند فارسی را با کیفیت بالا پردازش کنند، کاربران ایرانی ممکن است عملاً بخشی از ارزش فناوری را از دست بدهند.
شکاف مهارتی؛ فناوری بدون آموزش کافی نیست
حتی اگر یک ابزار AI رایگان باشد، همه افراد الزاماً نمیتوانند از آن استفاده کنند.
کاربر باید بداند:
- چگونه مسئله را تعریف کند.
- چگونه Prompt بنویسد.
- پاسخ را بررسی کند.
- خطاهای AI را تشخیص دهد.
- از داده خصوصی محافظت کند.
- خروجی را در فرآیند کاری وارد کند.
این همان جایی است که «سواد AI» اهمیت پیدا میکند.
شکاف اقتصادی
فرض کنیم یک سرویس AI ماهانه ۲۰ یا ۳۰ دلار هزینه داشته باشد.
برای یک کاربر در یک اقتصاد پردرآمد ممکن است هزینه قابلقبولی باشد.
اما برای کاربری در اقتصادی با درآمد پایینتر و نرخ ارز بالا، همان مبلغ میتواند هزینه قابل توجهی باشد.
بنابراین قیمت جهانی فناوری الزاماً به معنی دسترسی برابر نیست.
هزینه واقعی استفاده باید با:
- درآمد
- نرخ ارز
- هزینه اینترنت
- هزینه تجهیزات
- هزینه پرداخت بینالمللی
سنجیده شود.
وقتی پرداخت بینالمللی خود یک شکاف ایجاد میکند
یکی از مشکلات کاربران ایرانی، محدودیت در سیستم مالی بینالمللی است.
حتی اگر یک سرویس AI از نظر فنی برای کاربر قابل مشاهده باشد، ممکن است خرید اشتراک یا API آن دشوار باشد.
در نتیجه:
دسترسی فنی ≠ دسترسی اقتصادی
و
دسترسی اقتصادی ≠ دسترسی رسمی
این تفاوتها بخش مهمی از شکاف دیجیتال جدید هستند.
شکاف دیجیتال و مهاجرت متخصصان
هوش مصنوعی به شدت به نیروی انسانی متخصص وابسته است.
اگر توسعهدهندگان، پژوهشگران و مهندسان بتوانند در کشورهای دیگر:
- دستمزد بالاتر
- زیرساخت بهتر
- دسترسی آزادتر
- سرمایه بیشتر
- ابزارهای جهانی
داشته باشند، انگیزه مهاجرت افزایش پیدا میکند.
در نتیجه کشوری که دسترسی محدودی به فناوری دارد ممکن است همزمان بخشی از سرمایه انسانی خود را نیز از دست بدهد.
این مسئله میتواند یک چرخه ایجاد کند:
محدودیت فناوری
↓
کاهش فرصت
↓
مهاجرت متخصص
↓
کاهش توان نوآوری
↓
کاهش سرمایهگذاری
↓
افزایش فاصله فناوری

آیا شکاف AI میتواند شکاف اقتصادی را بیشتر کند؟
بله.
اگر هوش مصنوعی بهرهوری را افزایش دهد، کسانی که زودتر و بهتر از آن استفاده میکنند ممکن است مزیت بیشتری پیدا کنند.
برای مثال یک شرکت مجهز به AI میتواند:
- سریعتر تحقیق کند.
- هزینه تولید محتوا را کاهش دهد.
- خدمات مشتری را خودکار کند.
- دادهها را سریعتر تحلیل کند.
- نرمافزار را سریعتر توسعه دهد.
در مقابل، شرکتی که به این ابزارها دسترسی ندارد ممکن است هزینه و زمان بیشتری صرف کند.
بنابراین شکاف AI میتواند به شکاف بهرهوری تبدیل شود.
شکاف AI میان شرکتهای ایرانی
این مسئله حتی در داخل ایران نیز وجود دارد.
ممکن است یک شرکت بزرگ:
- تیم فناوری داشته باشد.
- سرور داشته باشد.
- متخصص AI استخدام کند.
- مدل اختصاصی توسعه دهد.
اما یک کسبوکار کوچک فقط از نسخههای محدود ابزارهای عمومی استفاده کند.
در نتیجه حتی اگر هر دو «دسترسی به اینترنت» داشته باشند، سطح توانمندی دیجیتال آنها کاملاً متفاوت است.
شکاف شهری و روستایی در عصر AI
شکاف جغرافیایی نیز همچنان مهم است.
برای استفاده حرفهای از فناوریهای AI به:
- اینترنت پایدار
- تجهیزات مناسب
- آموزش
- دسترسی به خدمات دیجیتال
- بازار کار دیجیتال
نیاز است.
اگر این امکانات در شهرهای بزرگ متمرکز شوند، هوش مصنوعی ممکن است به جای کاهش شکاف منطقهای، آن را تشدید کند.
تحریم و اثر آن بر دانشگاهها
دانشگاهها یکی از مهمترین بخشهای اکوسیستم AI هستند.
پژوهشگر برای فعالیت حرفهای به:
- مقاله
- پایگاه داده
- نرمافزار
- Cloud
- GPU
- همکاری بینالمللی
- کنفرانس
- ابزارهای تحقیقاتی
نیاز دارد.
محدودیت در هرکدام از این حوزهها میتواند سرعت پژوهش را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، فاصله علمی فقط به تعداد مقالات محدود نمیشود؛ بلکه به توان استفاده از ابزارهای جدید نیز مربوط میشود.
تناقض مهم تحریمهای فناوری
در سیاستگذاری فناوری ایران یک تناقض قابل توجه وجود دارد.
از یک طرف، برخی سیاستهای آمریکا برای حمایت از جریان آزاد اطلاعات و ارتباطات با مردم ایران طراحی شدهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا صراحتاً اعلام کرده است که General License D-2 با هدف گسترش گزینههای اینترنتی و ارتباطی در دسترس مردم ایران صادر شده است.
از طرف دیگر، بسیاری از شرکتهای فناوری همچنان به دلیل سیاستهای جغرافیایی، الزامات انطباق، ارزیابی ریسک یا سیاست داخلی خود، برخی خدمات را در ایران ارائه نمیکنند.
در نتیجه ممکن است یک خدمت از منظر یک چارچوب کلی تحریمی قابل ارائه باشد، اما شرکت ارائهدهنده همچنان تصمیم بگیرد آن را در ایران عرضه نکند.
این فاصله میان «آنچه قانون اجازه میدهد» و «آنچه شرکت واقعاً ارائه میکند» یکی از عوامل پیچیدهکننده شکاف دیجیتال ایران است.

محدودیت داخلی اینترنت؛ نیمه دیگر مسئله
تحلیل شکاف دیجیتال ایران بدون بررسی محدودیتهای داخلی کامل نیست.
Freedom House در گزارش Freedom on the Net 2025 ایران را با امتیاز ۱۳ از ۱۰۰ در وضعیت «Not Free» قرار داده و از محدودیت گسترده اینترنت جهانی، مسدودبودن بسیاری از پلتفرمهای بزرگ و تلاش برای افزایش هزینه و دشواری دسترسی به اینترنت جهانی گزارش داده است.
این گزارش همچنین به خاموشی گسترده اینترنت در ژوئن ۲۰۲۵ اشاره میکند.
بنابراین کاربر ایرانی ممکن است همزمان با دو دسته مانع مواجه باشد:
محدودیتهای خارجی
و
محدودیتهای داخلی.
این ترکیب، شکاف دیجیتال را پیچیدهتر میکند.
چرا محدودیت اینترنت در عصر AI اثر بیشتری دارد؟
در عصر وب سنتی، اگر یک وبسایت برای چند ساعت در دسترس نبود، شاید اثر آن محدود بود.
اما بسیاری از ابزارهای AI به صورت لحظهای و ابری کار میکنند.
برای مثال:
- دستیار برنامهنویسی
- API
- Agent
- ابزار تحقیق
- ترجمه
- تولید محتوا
- پردازش تصویر
همگی به اتصال پایدار وابستهاند.
بنابراین اختلال اینترنت میتواند مستقیماً در فرآیند کاری یک متخصص اختلال ایجاد کند.
شکاف دیجیتال جدید و عدالت اجتماعی
اگر AI در آینده به بخش مهمی از:
- آموزش
- سلامت
- بازار کار
- خدمات دولتی
- پژوهش
- کسبوکار
تبدیل شود، دسترسی نابرابر به AI میتواند به مسئله عدالت اجتماعی تبدیل شود.
در این شرایط، سؤال سیاستگذار دیگر فقط این نیست:
«چگونه اینترنت را توسعه دهیم؟»
بلکه باید پرسید:
«چگونه اطمینان حاصل کنیم که فناوریهای جدید فقط در اختیار گروههای برخوردار قرار نگیرند؟»
آیا متنباز میتواند شکاف AI را کاهش دهد؟
یکی از امیدهای مهم، مدلهای متنباز و Open-weight است.
اگر مدلهای قدرتمند با هزینه کمتر و محدودیت جغرافیایی کمتر در دسترس قرار بگیرند، کشورها و شرکتها میتوانند بخشی از نیازهای خود را مستقلتر تأمین کنند.
اما متنباز به تنهایی کافی نیست.
برای اجرای مدلهای بزرگ همچنان به:
- GPU
- برق
- ذخیرهسازی
- متخصص
- داده
- زیرساخت
نیاز است.
بنابراین مدل باز میتواند بخشی از مشکل را حل کند، اما تمام شکاف را از بین نمیبرد.
آیا توسعه مدلهای داخلی راهحل است؟
توسعه مدلهای داخلی میتواند بخشی از پاسخ باشد، اما نباید به عنوان تنها راهحل دیده شود.
ساخت یک مدل بزرگ از صفر هزینه بسیار زیادی دارد.
کشورها باید به جای رقابت صرف برای ساخت «بزرگترین مدل»، روی حوزههایی سرمایهگذاری کنند که بیشترین ارزش محلی را ایجاد میکنند.
برای مثال:
- مدلهای فارسی
- AI در صنعت
- AI در آموزش
- پردازش اسناد فارسی
- خدمات دولتی
- کشاورزی
- سلامت
- تحلیل دادههای بومی
میتوانند کاربردهای مهمتری داشته باشند.
گزارش توسعه جهانی بانک جهانی در سال ۲۰۲۶ نیز تأکید میکند کشورهای درحالتوسعه لزوماً نیازی به ساخت مدلهای عظیم عمومی ندارند و میتوانند با ابزارهای کمهزینهتر و متناسب با نیازهای محلی از AI ارزش ایجاد کنند.

راهکار اول؛ تعریف AI به عنوان زیرساخت عمومی
کشورها باید هوش مصنوعی را فقط یک محصول تجاری نبینند.
AI بهتدریج میتواند مانند:
- اینترنت
- برق
- ارتباطات
به زیرساخت اقتصادی تبدیل شود.
بنابراین سیاستگذاری باید دسترسی عمومی و عادلانه به آن را نیز در نظر بگیرد.
راهکار دوم؛ توسعه زیرساخت پردازشی داخلی
سرمایهگذاری در:
- Data Center
- GPU
- Cloud
- شبکه
- برق پایدار
میتواند وابستگی به زیرساخت خارجی را کاهش دهد.
البته این کار باید با اقتصاد مقیاس و مدل کسبوکار واقعی انجام شود.
ساخت مرکز داده صرفاً برای داشتن مرکز داده کافی نیست.
راهکار سوم؛ حمایت از مدلهای فارسی
سرمایهگذاری روی داده و مدلهای فارسی میتواند وابستگی را کاهش دهد.
اما کیفیت داده باید جدی گرفته شود.
دادههای:
- متنوع
- باکیفیت
- قانونی
- نماینده جامعه
- دارای مجوز مناسب
برای ساخت مدلهای قابل اعتماد ضروری هستند.
راهکار چهارم؛ توسعه سواد AI
سواد هوش مصنوعی نباید فقط برای برنامهنویسان باشد.
دانشآموز، معلم، پزشک، کارمند، مدیر، روزنامهنگار و صاحب کسبوکار نیز باید بدانند:
AI چیست؟
چه کاری میتواند انجام دهد؟
چه خطاهایی دارد؟
چگونه باید خروجی آن را بررسی کرد؟
چگونه باید از داده شخصی محافظت کرد؟
راهکار پنجم؛ ایجاد دسترسی دانشگاهی
دانشگاهها میتوانند به شکل متمرکز به:
- GPU
- Cloud
- مدلهای AI
- دیتاست
- ابزارهای پژوهشی
دسترسی داشته باشند.
به این ترتیب هزینهای که برای یک پژوهشگر غیرممکن است، میتواند از طریق زیرساخت مشترک دانشگاهی کاهش پیدا کند.
راهکار ششم؛ کاهش موانع همکاری بینالمللی
علم و فناوری بدون ارتباط جهانی رشد نمیکنند.
سیاستگذاری باید تا حد امکان مسیرهای قانونی برای:
- همکاری علمی
- تبادل دانش
- پژوهش مشترک
- دسترسی به منابع علمی
- مشارکت در پروژههای بینالمللی
را باز نگه دارد.
راهکار هفتم؛ شفافیت در تحریمهای فناوری
یکی از مشکلات شرکتهای فناوری، پیچیدگی مقررات است.
وقتی یک شرکت نمیداند دقیقاً چه چیزی مجاز و چه چیزی ممنوع است، ممکن است رویکرد محافظهکارانه انتخاب کند و کل بازار ایران را کنار بگذارد.
بنابراین شفافیت حقوقی میتواند در برخی حوزهها به کاهش محدودیتهای بیش از حد کمک کند.
General License D-2 نمونهای از تلاش برای روشنترکردن دامنه برخی خدمات اینترنتی و ارتباطی برای ایران است.
راهکار هشتم؛ استفاده از فناوریهای کمهزینه
همه راهکارهای AI نباید بر مدلهای عظیم متکی باشند.
مدلهای کوچکتر میتوانند روی:
- لپتاپ
- موبایل
- سرورهای کوچک
- زیرساخت محلی
اجرا شوند.
این مدلها میتوانند برای کاربردهای تخصصی بسیار مفید باشند.
بانک جهانی نیز در گزارش توسعه جهانی ۲۰۲۶ بر ظرفیت «Small AI» برای کشورهای دارای محدودیت در برق، محاسبات و اتصال تأکید کرده است.
راهکار نهم؛ جلوگیری از انحصار AI
اگر فقط چند شرکت جهانی کنترل بخش عمده مدلها، Cloud و Compute را در اختیار داشته باشند، شکاف دیجیتال میتواند بیشتر شود.
بنابراین رقابت، قابلیت انتقال بین سرویسها و استانداردهای باز اهمیت پیدا میکنند.
کشورها باید از وابستگی کامل به یک ارائهدهنده جلوگیری کنند.
راهکار دهم؛ اندازهگیری شکاف AI
یکی از مشکلات سیاستگذاری این است که بسیاری از کشورها هنوز شاخص دقیقی برای «شکاف AI» ندارند.
شاخص جدید باید مواردی مانند:
- سرعت اینترنت
- قیمت اینترنت
- دسترسی به Cloud
- دسترسی به AI
- قیمت سرویسهای AI
- توان پردازشی
- تعداد متخصصان
- کیفیت داده
- سواد AI
- دسترسی دانشگاهها
- دسترسی کسبوکارهای کوچک
را اندازهگیری کند.

جدول ابعاد شکاف دیجیتال جدید
| نوع شکاف | سؤال اصلی |
|---|---|
| اتصال | آیا اینترنت داریم؟ |
| کیفیت | آیا اینترنت سریع و پایدار است؟ |
| اقتصادی | آیا توان پرداخت فناوری را داریم؟ |
| جغرافیایی | آیا موقعیت مکانی محدودیت ایجاد میکند؟ |
| مهارتی | آیا توان استفاده از فناوری را داریم؟ |
| الگوریتمی | آیا به مدلها و ابزارهای پیشرفته دسترسی داریم؟ |
| محاسباتی | آیا Compute و GPU در دسترس است؟ |
| دادهای | آیا داده مناسب و بومی داریم؟ |
| حقوقی | آیا قوانین اجازه استفاده میدهند؟ |
| جغرافیایی-تجاری | آیا شرکت ارائهدهنده کشور ما را پشتیبانی میکند؟ |
ایران در برابر یک انتخاب مهم
ایران در حوزه AI با یک انتخاب استراتژیک مواجه است.
یک مسیر این است که صرفاً مصرفکننده ابزارهای خارجی باشد.
در این حالت، هر تغییر در:
- سیاست شرکتها
- تحریمها
- قیمت سرویس
- دسترسی Cloud
- اینترنت جهانی
میتواند روی کاربران اثر بگذارد.
مسیر دوم، ساختن اکوسیستمی متنوع است:
- مدلهای داخلی
- مدلهای باز
- زیرساخت ابری
- داده بومی
- دانشگاه
- استارتاپ
- همکاری بینالمللی
- استانداردهای باز
مسیر دوم لزوماً به معنای قطع ارتباط با فناوری جهانی نیست.
برعکس، هدف میتواند ایجاد «تابآوری فناورانه» باشد.
آیا خودکفایی کامل AI امکانپذیر است؟
خودکفایی کامل احتمالاً نه ضروری است و نه اقتصادی.
AI یک زنجیره جهانی دارد.
تراشهها، تجهیزات شبکه، نرمافزار، داده، پژوهش و سرمایه از کشورهای مختلف میآیند.
هدف منطقیتر، «تنوع و تابآوری» است.
یعنی اگر یک سرویس از دسترس خارج شد، کل اکوسیستم فناوری کشور متوقف نشود.
آینده شکاف دیجیتال چیست؟
شاید در آینده تقسیمبندی جامعه دیگر این نباشد:
«چه کسی اینترنت دارد؟»
بلکه:
«چه کسی از AI برای افزایش توانایی خود استفاده میکند؟»
در چنین آیندهای ممکن است یک کارمند با AI چند برابر سریعتر از کارمند دیگری کار کند.
یک دانشآموز با دسترسی به ابزارهای آموزشی هوشمند فرصت یادگیری بیشتری داشته باشد.
یک استارتاپ کوچک با Agentهای هوشمند بتواند خدماتی ارائه دهد که قبلاً به تیم بزرگی نیاز داشت.
بنابراین شکاف AI میتواند مستقیماً به شکاف فرصت تبدیل شود.
سناریوی آینده برای ایران
فرض کنیم در سالهای آینده AI وارد تمام بخشهای اقتصاد شود.
اگر دسترسی ایران به فناوری جهانی محدود باقی بماند و زیرساخت داخلی نیز به اندازه کافی توسعه پیدا نکند، ممکن است شکاف میان ایران و کشورهای پیشرو افزایش پیدا کند.
اما سناریوی دیگری نیز وجود دارد.
ایران میتواند روی:
- مدلهای فارسی
- زیرساخت محاسباتی
- Cloud داخلی
- ابزارهای متنباز
- آموزش AI
- کاربردهای صنعتی
- دانشگاه
- شرکتهای دانشبنیان
- همکاریهای بینالمللی قانونی
تمرکز کند.
در این حالت، حتی با وجود محدودیتهای خارجی، بخشی از شکاف میتواند کاهش پیدا کند.

پرسشهای متداول
شکاف دیجیتال جدید چیست؟
شکاف دیجیتال جدید تفاوت میان افراد و کشورهایی است که نه فقط از نظر اتصال به اینترنت، بلکه از نظر دسترسی به هوش مصنوعی، توان پردازشی، داده، Cloud، مهارت و فناوریهای نوظهور با یکدیگر تفاوت دارند.
آیا تحریم باعث عدم دسترسی ایران به هوش مصنوعی شده است؟
تحریمها میتوانند یکی از عوامل محدودکننده باشند، اما تمام محدودیتهای دسترسی به AI در ایران مستقیماً ناشی از تحریم نیستند. سیاست جغرافیایی شرکتها، الزامات انطباق، محدودیتهای داخلی اینترنت و مشکلات پرداخت نیز نقش دارند.
آیا استفاده از ChatGPT در ایران به دلیل تحریم ممنوع است؟
OpenAI در حال حاضر ایران را در فهرست کشورهای پشتیبانیشده ChatGPT و API قرار نداده و استفاده از خدمات از مناطق پشتیبانینشده میتواند خطر مسدودشدن حساب داشته باشد. این موضوع با مفهوم کلی تحریمهای آمریکا یکسان نیست و باید سیاست شرکت را نیز در نظر گرفت.
آیا آمریکا همه خدمات اینترنتی را برای ایران ممنوع کرده است؟
خیر. وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۲۰۲۲ General License D-2 را صادر کرد که دامنه برخی خدمات اینترنتی و ارتباطی مجاز برای مردم ایران را گسترش داد، از جمله برخی خدمات ابری مرتبط با ارتباطات و ابزارهای دسترسی به اطلاعات.
چرا با وجود مجوزهای اینترنتی، بعضی سرویسهای AI در ایران کار نمیکنند؟
زیرا مجازبودن یک دسته از خدمات تحت قوانین تحریمی لزوماً شرکت خصوصی را ملزم نمیکند که سرویس مشخصی را در ایران ارائه دهد. سیاست شرکت، ارزیابی ریسک، مقررات و مسائل عملیاتی نیز میتوانند در دسترسی نقش داشته باشند.
آیا متنباز میتواند شکاف هوش مصنوعی ایران را حل کند؟
میتواند بخشی از شکاف را کاهش دهد، اما بهتنهایی کافی نیست. زیرساخت پردازشی، داده، برق، متخصص و سرمایه نیز مورد نیاز است.
مهمترین عامل شکاف AI چیست؟
یک عامل واحد وجود ندارد. اتصال، Compute، داده، مهارت، سرمایه، قیمت، قوانین و دسترسی به سرویسهای جهانی همگی در شکلگیری شکاف AI نقش دارند.
آیا ایران باید مدل هوش مصنوعی خودش را بسازد؟
توسعه مدلهای بومی میتواند در حوزههای خاص ارزشمند باشد، بهخصوص برای زبان فارسی و کاربردهای محلی؛ اما سرمایهگذاری باید بر اساس نیاز واقعی و مزیت اقتصادی انجام شود و لزوماً به معنی ساخت یک مدل عظیم عمومی از صفر نیست.
آیا هوش مصنوعی شکاف اقتصادی را افزایش میدهد؟
اگر دسترسی به AI میان افراد، شرکتها و کشورها نابرابر باشد، احتمال افزایش شکاف بهرهوری و درآمد وجود دارد. از طرف دیگر، AI میتواند در صورت دسترسی گسترده و ارزان، به کاهش برخی نابرابریها نیز کمک کند.
جمعبندی؛ شکاف آینده دیگر فقط شکاف اینترنت نیست
شکاف دیجیتال در حال تغییر ماهیت است.
در گذشته سؤال این بود:
«چه کسی اینترنت دارد؟»
امروز سؤال این است:
«چه کسی میتواند از اینترنت و فناوریهای پیشرفته برای خلق ارزش استفاده کند؟»
و در آینده سؤال احتمالاً این خواهد بود:
«چه کسی به هوش مصنوعی، توان پردازشی، داده و مهارت کافی برای رقابت در اقتصاد جدید دسترسی دارد؟»
برای ایران این تحول اهمیت بیشتری دارد.
زیرا کاربر ایرانی ممکن است همزمان با مجموعهای از محدودیتهای خارجی و داخلی مواجه باشد.
تحریمهای بینالمللی میتوانند همکاری، پرداخت و دسترسی به برخی فناوریها را پیچیده کنند.
شرکتهای فناوری ممکن است ایران را در فهرست کشورهای پشتیبانیشده قرار ندهند.
محدودیتهای داخلی اینترنت میتوانند دسترسی به زیرساخت جهانی را دشوار کنند.
هزینه تجهیزات و خدمات میتواند بالا باشد.
و مهاجرت متخصصان میتواند بخشی از سرمایه انسانی را از اکوسیستم داخلی خارج کند.
اما همه این عوامل را نباید در یک مفهوم واحد به نام «تحریم» خلاصه کرد.
واقعیت بسیار پیچیدهتر است.
همانطور که گزارشهای بانک جهانی نشان میدهند، شکاف AI به مجموعهای از عوامل شامل اتصال، توان پردازشی، داده، مهارت و سرمایه وابسته است.
از طرف دیگر، تجربه ایران نشان میدهد که مسئله دسترسی به فناوری میتواند حاصل برهمخوردن تعادل میان سیاست خارجی، مقررات داخلی، تصمیم شرکتهای فناوری، زیرساخت و اقتصاد باشد.
بنابراین راهحل نیز نمیتواند فقط یک چیز باشد.
رفع بخشی از شکاف دیجیتال جدید نیازمند مجموعهای از اقدامات است:
توسعه زیرساخت.
افزایش کیفیت اینترنت.
سرمایهگذاری در Compute.
توسعه مدلهای فارسی.
حمایت از فناوریهای متنباز.
افزایش سواد هوش مصنوعی.
تقویت دانشگاهها.
ایجاد مسیرهای همکاری علمی.
کاهش ابهام حقوقی.
و مهمتر از همه، نگاهکردن به AI به عنوان یک زیرساخت مهم برای آینده اقتصاد و جامعه.
در نهایت، عدالت دیجیتال در عصر هوش مصنوعی فقط به این معنا نیست که همه یک اتصال اینترنت داشته باشند.
عدالت دیجیتال یعنی افراد بتوانند، فارغ از محل زندگی و وضعیت اقتصادی خود، به شکل معقولی به ابزارهایی دسترسی داشته باشند که برای یادگیری، کار، نوآوری و مشارکت در اقتصاد آینده ضروری هستند.
اگر این مسئله نادیده گرفته شود، «شکاف دیجیتال» میتواند به «شکاف هوش مصنوعی» تبدیل شود؛ و شکاف هوش مصنوعی نیز در نهایت میتواند به شکاف در آموزش، اشتغال، درآمد و قدرت رقابت کشورها تبدیل شود.
بنابراین مسئله اصلی آینده این نیست که چه کسی زودتر به اینترنت وصل شد.
مسئله این است که چه کسی در اقتصاد هوش مصنوعی فرصت برابر برای حرکت دارد.





